معين الدين محمد زمچى اسفزارى
449
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
درگذشت « 1 » دست زد و از قفا گريبان دانشمند را بگرفت و « 2 » از ديگر دست گرزى بر سرش زد ، و « 3 » ابو بكر سديد يكى از خواص ملك « 4 » فخر الدين كمين بگشاد و شمشيرى بر گردن او زد و او را از زينه بشيب انداخت ، « 5 » جمعى كه از عقب او بودند از مغولان « 6 » تيغها در زير جامها پوشيده داشتند چون اين حالت بديدند تيغها كشيدند و بسوى در دويدند ، مردم حصار درها به روى ايشان بسته از يمين و يسار « 7 » و نشيبوفراز كمين بگشادند ، « 8 » و چون گرگان گرسنه كه بر رمه چيره گردند در ايشان افتاد ، و بيك ساعت دانشمنديان را زيروزبر ساخته « 9 » [ چندان خون بريختند كه در و ديوار و اطراف و جوانب حصار لالهزار گشت ] ، و خواتين و بنات و محارم و جاريات ايشانرا غارت كرده چندان درر و لالى و جواهر ثمين و ملبوسات و اقمشهء غالى بدست آوردند كه از حد حساب متجاوز بود ، و شيرين خاتون « 10 » را كه زوجهء دانشمند بود با عوارت پسران و جماعت ديگر از نسوان باسيرى گرفتند ، و در بيرون حصار هيچكس « 11 » [ ازين احوال ] خبر نداشت .
--> ( 1 ) - مج . پا : دست زد و از قفا . مك : درگذشت از قفا . ( 2 ) - مج . پا : و از ديگر دست . مك : ندارد . ( 3 ) - مج . پا : و ابو بكر سديد از خواص . مك : و يكى از خواص . ( 4 ) - مج : ملك فخر الدين كمين بگشاد و شمشير بر گردن او زد . پا : ملك كمين بگشاد و شمشير بر گردن دانشمند زد . مك : ملك شمشيرى بر گردن او زد . ( 5 ) - مج . پا : [ جمعى كه از عقب او بودند از ] . مك : ندارد . ( 6 ) - مج : [ تيغها در زير جامها پوشيده داشتند ] . پا : [ تيغها در زير جامها داشتند ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 7 ) - مج . پا : [ و نشيب و فراز ] . مك : ندارد . ( 8 ) - مك : كمين بگشادند و چون گرگان گرسنه كه بر رمه چيره گردند در ايشان افتاد و بيك ساعت دانشمنديان . ( 9 ) - مج . پا : [ چندان خون بريختند كه دروديوار و اطراف و جوانب حصار لالهزار گشت ] . مك : ندارد . ( 10 ) - مج : خاتون را كه زوجه . پا . مك : خواتون كه زوجه . ( 11 ) - مج . پا : هيچكس ازين احوال خبر نداشت . مك : هيچكس خبر نداشت .